خرید بک لینک
لعنت به پاییزو،لعنت به تابستون...

لعنت به هر فصلی،که سر میکنی با اون...

پ.ن:با «لعنت به سهتامون» رستاک اگه سینگل فور اور هم باشی باز شکست عشقیمیخوری

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 13:1 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶


هفتاد و یکمانه

تا وقتی منفعت داری،گوش شنوایی،راهنمایی براشون چسبیدن بهت،وِل نمیکنن. همینا دردِ دل که هیچی،خبر مرگتم بگی بهشون به چپشونم نیست

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 17:54 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

عرضی داشتم خدمت اونایی که ما با این اینترنت گرون و شوق و ذوق میریم وبلاگشونو باز میکنیم میبینیم زده:

وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد ...

سلام پفیوزِ نکبت (●__●)

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 18:17 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶


هفتاد و چهارمانه

سوال من اینه چرا دو تا آدم بالغ و پنجاه ساله انقد الکی دعوا میکنن.یعنی واقعا اینا عقب موندن یا من عقل کل ام؟!

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 21:32 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

شدم مثل اون یارو تو شاهنامه که اسمش یادم نمیاد،کل وجودم شده فولاد آبدیده بجز چشمام...

پ.ن:لعنتی چشام:)

پ.ن۲: (⌒▽⌒)

پ.ن۳:بر خود چو شمع خندهزنان گریه میکنم...

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 21:56 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:57

یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶


پنجاه و نهمانه

وقتی دوستامو نگاه میکنم سوال بنبادینی برام پیش میاد: آیا منم دخترم و چرا اینگونه؟

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 18:27 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

یه جای معتبر خونده بودم هنری لیونر یکی از فقهای یهودی اسرائیلی گفته بود ما شبانه روز در شبکه های اجتماعی تلاش میکنیم اعتقاد به ائمه و خدا و اینا رو در مسلمانان تضعیف کنیم.مثلا پیامهایی مثل کامنتی که بالا میبینید میفرستن،گیرنده هم چه انجام بده چه انجام نده خبری نمیشه،اینطوری اعتقاداتشونو از دست م

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

یادش بخیر...قبلنا انقد کد میزدیم برای وبلاگ و ژیگول پیگول ازش آویزون میکردیم که دیگه متن ها خونده نمیشد :( :) پ.ن:یادمه اون اوایل یه وبلاگ داشتم از بالاش قلب میبارید از پایین گل از راست گربه از چپ «خوش آمدید» D: هرجای وبلاگم کلیک میکردی یه چیز میومد بالا...یه کدم بود پست میکردیم اگه طرف کلیک میکرد ا

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

کاش میشد یه مدت مُرد...

پ.ن:واقعا هنوزم دوستم داری؟دفعه قبل که تا عذابت دو قدم راه بود...کاش یکم سریح تر حرفتو بزنی،من خیلی خرم...نمیفهمم

پ.ن۲:میشه غیر مستقیم یدونه از اون آدم خوبات سر رام بزاری؟اندازه کل جهانت سوال دارم واسه پرسیدن ولی پاسخگو نیست کسی

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 19:59 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۶ شصت و پنجمانه استخاره گرفتم...ایندفه ملایم تر از قبل برخورد کردی باهام...فکر کنم به خاطر اظهار پشیمانی شدیدم بود نه (:( خود استخاره هه خوب اومد ولی معنیش.... نمیدونم چرا منم از اون معجزه هات ندارم. خسته شدم دیگه...کاش از دنیات محوم کنی.محوِ محو...یه پوچ بزرگ... پ.ن:هیچ ا

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

لعنتیییییییی ؛( لوگان مُرددددد ⊙︿⊙ نه چرا آخه....مای هیرووووو :(((((

آپدیت: منظورم فیلم لوگانه و شخصیت لوگان.سری فیلمای مردان ایکس رو اگه دیده باشید میشناسید

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 13:52 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

-حالا بزار بریم اونایی که از پول ما بیشتره نگاه کنیم،ببینیم دنیا دست کیه

+اینا همش وقت تلف کردنه،دنیا دست اوناییه که پول دارن

...سکوت

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 17:2 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

انقدر اعصابم خرابه که...

پ.ن:آقای روحانی من به شما رای ندادم که تابستون انقد مزخرف باشه...پس کو اون هپی سامرا و سامر ایز هیر ها؟من که چیزی جز گرمای سگ کش و بیکاری نمیبینم

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 22:0 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 10:55

شنبه دهم تیر ۱۳۹۶


بیست و دومانه

یه آقایی هست تو کوچه ما، هر از گاهی صدای آوازش میاد.میخوام از همین تریبون بگم داداش دمت گرم!فقط یه کم رو تحریرات کار کن

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:33 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

شنبه دهم تیر ۱۳۹۶


بیست و سومانه

یکی از فانتزی هام راننده کامیون بودنه.صب تا شب تو جاده برونی شبام بری رو سقف ماشین،زل بزنی به ستاره های کویر.شهر که ستاره هاش مُردن

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 3:37 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

شبها گذرد که دیده نتوانم بست

مردم همه از خواب و من از فکر تو مست

باشد که به دست خویش خونم ریزی

تا جان بدهم دامن مقصود به دست...

#سعدی

پ.ن:چرا وقتی سعدی و حافظ و شوعرم و مولوی بودن من نبودم؟بی شما با یغما گلرویی عنتر روزگار چه کنم خب...

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 3:44 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

استاپ موشن Mary & max رو دیدم.به شدت تاثیر گذار بود،اونقدری که آخرش میخواستم چنان زار بگریم که به باران مانَد...

safe haven رو هم دیدم.بد نبود. از یه فیلم درام رومانتیک بیشتر از این نمیشه انتظار داشت.

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:3 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

آدم میره اینستا انقد شاخ میبینه افسردگی حاد میگیره ...

پ.ن:چرا یه اپ واسه بلاگفا نمیسازن آخه :/

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:51 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶


بیست و هشتمانه

خدایا از ما که گذشت،ولی خداوکیلی نسل بعد رو اپیلاسیون شده خلق کن -__-

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:56 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶


بیست و نهمانه

چرا یکی تو زندگیمون نیس که بزنه به سرمون خونه زندگی رو بفروشیم یه ون کمپر بگیریم بریم کل دنیا رو فتح کنیم؟

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 2:57 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

مثلا بگه وز میل دلت به جانب ماست بگو

بعد تو سرتو بندازی پایین و غمگین و دستپاچه بگی: هر کسی را سر چیزی و تمنای کَسیست

بعد با نیش باز زل بزنی تو چشمای نگرونش: ما به غیر از تو نداریم تمنای دِگر

نوشته شده توسط شین بانو در ساعت 3:2 | لینک |

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

اولین باری که وبلاگ ساختم برمیگرده به حدود هفت سال پیش.بعد از اون دوستایی پیدا کردم که هر چند مجازی اما از دوستای حقیقیم در اون سالها بیشتر باهاشون ارتباط دارم.وبلاگ برای من اصالتی آمیخته با غم داره.مثل قاب عکسهای قدیمی،که هر وقت نگاهشون میکنی هزارتا خاطره زنده میشن جلوی چشمت؛چه خوب چه بد،دلتنگی می

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

سال قبل،درگیر یه سری حس بد شده بودم.یه سیکل طولانی مدت از شاید،افسردگی! بعد از چند سال وبلاگی ساختم و توش نوشتم و نوشتم و نوشتم... چند ماه بعد از اینکه حالم خوب شد؛دوباره بهش سرزدم.نوشته هام رو خوندم و تغییری که طی چند ماه کرده بودم رو به وضوح حس کردم.نگام به آرشیو افتاد و واقعا یکه خوردم!نزدیک ب

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:47

بعضی موزیکا فراتر از یه آهنگن.توی خودشون قصه دارن،حرفی برای گفتن دارن.طوری که با گوش دادنشون همزمان قصه اش از جلوی چشمتون رد میشه. از این آهنگا میتونم لالایی علی زند وکیلی رو مثال بزنم.قصه درام رمانتیک توش واقعا پتانسیل رمان شدن داره.حتما گوشش بدین. پی نوشت: یکی از کراش های من در عرصه موسیقی ه

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 5:47

صفحه بندی